
با اینکه سالها در نوشته ها و مقاله های متعدد نسبت به رعایت بهداشت در کوهستان وپرهیز از تخریب طبیعت و محیط زیست تاکید واطلاع رسانی گردیده و علاقه مندان با جمع آوری زباله وبرنامه های نمادین در این خصوص فعالانه حضور داشته اند, چرا تا کنون در قیاس به آنچه انجام گرفته بازدهی و موفقیتی در جهت بهبود حاصل نمی گردد؟چرا پس ازمدت کوتاهی در مناطق پاکسازی شده دوباره شاهد انبوه زباله و تخریب هستیم؟ به نظر می رسد عزم عمومی و مردمی برای احیای محیط زیست سالم و پرهیز از تخریب طبیعت و آلوده سازی به مخاطبین کافی نبوده وبه گونه ای تکرار و هشدارهای باز دارنده همانند هاونگ در آب کوبیدن است. از اینرو شاید ابزارها و اهرم اجرایی بر اساس واقعیت موجود نبوده ویا هنوز رابطه منطقی بین گوینده و شنونده بر قرار نگردیده,بدون شک پدیده زیست محیطی جدا از واقعیت های پیرامون و ساختار جامعه نیست, لذا در بررسی علل و عدم رعایت عمومی نسبت به شئونات زیست محیطی لازم است مسایل اقتصادی , فرهنگی,اجتماعی واعتقادی درروند زندگی وجامعه پیش بینی و در نظر گرفته شود. آثار پسماند زباله و آلودگی زیست محیطی توسط برخی از علاقه مندان به کوه نسبت به راه سازی,اکتشاف معادن و دستکاری طبیعت توسط سازمانهای بی نام و نشان قابل مقایسه نیست. در جامعه ای که تعداد اندكي بدلایل مختلف در پی منافع شخصی بوده و تلاش می کنند از همه فرصت ها و ابزارها برای تملک بیشتر از آب و خاک و منابع طبیعی کشور بیشتر از سهم خود برداشت نمایند,امنیت کوهستانبه خطر افتاده و محیط زیست روز بروز آسیب پذیرتر و لذا پاکسازی و نقش فعالان زیست محیطی کم رنگ خواهد شد, لذا تذکر و هشدار مکرر در ذهن و خیال انسان بتدریج عادت و تعهدی نسبت به پای بندی آن نیست. بی تردید پاکسازی وجمع آوری زباله در مناطق کوهستانی بسیار لذت بخش و شایسته است اما جمع آوری زباله توسط علاقه مندان برحسب عادت ناخواسته به معنای آن نیست که به عنوان وظیفه اخلاقی به جامعه کوهنوردی و فعالان محیط زیست تحمیل گردد. بی شک انسان نسبت به اتفاقات و صحنه های پیرامون و اطراف خود واکنش مشابه نشان داده و این ذات طبیعی همه موجودات است که در زمان بسیار اندک با محیط پیرامون سازگار وعادت خواهند کرد.
لذا تکرار خطاها به مرور زمان در ساختار و شخصیت دورنی انسان شکل گرفته وبه عنوان فعل وصفت مطلوب ارزیابی وبروز خواهد کرد. از اینرو بی اعتمادی و عدم تعهد فردی نسبت به زندگی شخصی و هنجارهای اجتماعی انسان کنونی را به عنوان فردی سست عنصر و بی تفاوت نسبت به ارزشها و فرایند جامعه تبدیل کرده است اکنون صفت های نیک و سرشت پاک وذاتی انسانها در آزمون سخت زندگی و نابرابری اخلاقی مورد شماتت و به چالش کشیده شده است, لذا برخی ارزشها و واژه های بدیل و برتر در جامعه به فراموشی سپرده شده و جایگاه آن در فرایند زمان مورد نقد و سرزنش قرار گرفته است. انسان در همه امور ودر رفتار و کردار خود بی تفاوت, بی نظر وسهل انگار شده و گاها برای ارضاع و پاسخوگویی به نارضایتی های درونی خویش دست به اعمال نادرست و غیر اخلاقی زده تا با هدف عمل تلافی جویانه آرامش روانی خود را باز یابد. لذا بر حسب عادت ناخواسته گاهی احقاق حقوق فردی در جامعه با تصور انتقام و تلافی جویانه لذت بخش وتسلی خاطر است . از اینرو بسیار درد ناک و رنج آور است برخی از شهروندان در مقابل عمل نادرست و غیر اخلاقی دیگران به قصد تلافی جویانه مرتکب کارناپسند و غیر اخلاقی شوند. آیا عمل مقابله و تلافی جویانه در مقابل ارتکاب تخلف و بی بند و باری در محیط کوهستان از منظر اخلاقی پسندیده است؟ آیا علاقه مندانی که ساعاتی را در کوهستان سپری کرده و به کوهنوردی می پردازند بی توجهی به بهداشت و تخریب را بی حرمتی به طبیعت وکوهستان نمی دانند؟متاسفانه انجام عمل خلاف و ناپسند در مناطق و مسیرهای کوهستانی با تصور عدم رویت عموم ودسترسی قانونی توجیه ناخوشایندی است که وجدان بیدار ما را به چالش کشیده است, از اینرو با تصور اینکه کوهستان خلوت گاه شخصی ومحیط امنی برای احیای روحیه ودست یابی به غرایظ ومنافع شخصی بوده و در انجام اعمال نیک وبد شاهد وناظری نیست خود را منزه از تخطی وخطا میدانیم . براستی پایبندی به اصول انسانی وعدم تخریب و ریختن زباله در محیط شهری و معابر ونیز حفظ حریم وکرامت کوهستان کار غیر ممکن ودشواری است؟آیا وجود انبوه زباله واعمال غیر اخلاقی وخلاف در مدخل غارها ومناطق صعب العبورحاکی از بی توجهی به اصول انسانی نیست.؟از اینرو به نظر می رسد در بینش وپندارخود نسبت به عدم رعایت شعونات ومسایل اخلاقی درکوهستان مرتکب خطای ذهنی شده وتصور داریم صحت وسقم خطا با دیدن ومشاهده دیگران به اثبات میرسد, ولی به نظر میرسد بی توجهی به آلوده ساختن محیط شهر و کوهستان در حقیقت جلب توجه کردن وهمراه با نوعی مقابله وعمل اعتراضی نسبت به دیگر پدیده های رایج جامعه بوده وانسان از انجام آن لذت خواهد برد, ظاهرا عدم رعایت بهداشت و موارد زیست محیطی در جامعه ریشه در واژه بی تفاوتی, تلافی جویانه و سهل انگاری داشته و هرکسی در پندار خود از حقوق شهروندی واجتماعی محروم,وخود را ملزم به تعهد ومسئولیت اجتماعی نمی داند, لذا برخی بر این باورند که عمل فرد در جامعه تاثیر بسزایی نداشته و شرط اصلی رعایت زیست محیطی به عهده کل جامعه و مردم خواهد بود,از این رودر بهبود و تغيیر عمل خویش تلاشی نکرده وبه آن التزام ندارد.تخریب محیط زیست ودستکاری طبیعت ونیز کمبود آب بر اساس آمار وارقام بدست آمده در آینده نه چندان دور منجر به بحران وفاجعه زیست محیطی شده وبرای کشور و جهان مرگ خاموش است.

از اینرو به نظر میرسد همکاری همه قشرها بخصوص نهادهای دولتی ورسانه ها بشرط داشتن صداقت در گفتار وعمل ونیز اراده وعزم ملی برای احیای واژه شهر ما خانه ماست,باید در همه قشرها نهادینه وتضمین گردد, احساس مسئولیت وتعهد به سلامتی وپاکسازی طبیعت منفک از رعایت حقوق شهروندی ونیز پای بندی به ارزشهای اخلاقی وزیست محیطی نیست,لذا آنچه ما راملزم به رعایت حقوق شهروندی و تعهد اجتماعی نسبت به بهداشت محیط وسلامتی کوهستان می کند عزم ملی و مشارکت عمومی و همگان خواهد بود, در این عرصه توجیه و استثنا برای عدم پای بندی و عدول از قوانین محیط کوهستان قابل بخشش و پذیرش نیست. همانگونه که دراکثر مناطق کوهستانی ودر ارتفاعات ساخت وساز و تملک منابع طبیعی به سرعت توسعه وگسترش یافته وهمه خطاها دور از چشم نهادهای قانون گذار براحتی با توجیهات مکرر پنهان شده و با تاسف همه خود را منزه از خطا وتخلف می دانند, لذاپای بندی وتعهد عمومی در جامعه کاهش یافته ونوعی بی تفاوتی و سهل انگاری فاجعه باردر محیط زیست و اذهان عمومی حاکم گشته است. تک روی وعدم پای بندی به قانون وارزشهای اجتماعی باعث بی اعتمادی وسلب عمومی گردیده ونمی توان با پندارهای آرمانی وشعارهای غیر واقعی منتظر معجزه ودست غیب از کرات دیگر باشیم.بخشی از علل تخریب وآلودگی زیست محیطی نقش سرپرستی ومدیریت می باشد,درسالهای اخیرحضور و مشارکت حداکثری قشرهای مختلف مردم در مناطق کوهستانی حایز اهمیت بوده, لذا طبق تجارب بدست آمده ساماندهی ونظارت یکی از عوامل کاهش آلودگی محیط زیست می باشد الف. بخش بزرگی از علاقه مندان ومسافرین یک روزه در کوهستان از قشرهای مختلف مردم بوده که فاقد سرپرست و مربی می باشند, در این بخش نظارت و مدیریت متمرکز وجود نداشته وآسیب پذیری به مراتب بیشتر خواهد بود. همچنین بخشی ازکوهنوردان و علاقه مندان در قالب گروه با ظرفیت و توانمندی متفاوت که دارای سرپرستی بوده و آسیب پذیری تا حدودی کاهش می باید . بخشی از کوهنوردان و صعود کنندگان در قالب تیم بوده که ظرفیت و توانمندی اعضای تیم یکسان سازی شده و سرپرستی نسبت به شناخت افراد تسلط و آگاهی کامل داشته و در صد آسیب پذیری به مراتب کمتر و قابل کنترل می باشد. با توجه به اگاهی فردی و اجتماعی نسبت به تعهد اخلاقی در حفظ و حراست از محیط زیست به نظر می رسد تعهد و پاسداری از حرمت کوهستان مصلحت جویی وگذشت از منافع شخصی می باشد لذا صداقت در کردار و عزم ملی بدور از شعار و حاشیه در موفقیت و کامیابی موثر خواهد بود .
با تشكر از آقاي فرجي پور بابات نگارش اين مقاله