لحظات مرگ و زندگی در مسیرهای ناشناخته ای که هیمالیا نوردان نقل وقول و باز گومی کنند انگیزه ای ای شد تا روح و روان انسان خوش نشین مبل و صندلی به فراسوی بلندای قله و مسیرهای زیبا و گاها خطر آفرین پرواز نماید و نا خداگاه با فاتحین قلل همراه شود و بی محنت و با افتخار شریک لذت صعود و همراه با مردان بی ادعا در نبردی نا برابر با چالش های طبیعت و ویژه گی های کم نظیریخ و برف و نیز فراز ونشیب آن باشیم. چگونه می شود در محیطی گرم و در پشت درهای بسته سرمای طاقت فرسا و سکوت پرمهر کوهستان را احساس ولمس کرد؟ آیا انسانها فقط در شرایط سخت کوهستان مهربانند؟ چگونه می شود با همه کمبودها و شرایط دشوار و نیز ده ها خطا و خطر که در کمین است لبخندی به لب داشت و با مهربانی همدیگر را در آغوش کشید؟ چگونه می شود صدای ناله درد چشم و لبهای ترک خورده بهترین دوستان را شنید و تحمل کرد؟ آیا سختی و دشواری طبیعت انسان را مجبور به مهربانی می کند؟با اینکه می دانیم ته کوله چیزی نمانده ولو به قدر کفایت خود ولی با جرعه آب و لقمه نان اصرار به تقسیم آن با دیگران داریم. گزارش و کلام زیبای فاتحین قلل وهیمالیا نوردان و تلاش آنان برای دست یابی به هدف و سپری کردن ایامی دورتر از هیاهوی شهر و در آغوش پر مهر طبیعت اوج شکوفایی و رفاقت و صداقت انسان را در محیط پر اضطراب. در عین حال زیبای کوهستان به نمایش می گذارد و ذکر نقاط ضعف و قوت و نیز گاها حس خطر در فراسوی شب را بر زبان آوردن جلوه ای از صداقت در گفتار و عمل بوده و انسان ناخداگاه با شنیدن خاطرات آنان در هر مکانی که باشد خود را در صحنه دیده و با آنان همراه می شود . اما چگونه می شود با زحمتکشان عرصه کوه وصخره همگام بود و ورزش مقدس کوه نوردی را گرامی داشت؟ با این تصور می توان در فراسوی ورزش کوه نوردی و در اوج قله ها جامعه ای پر تلاش. با اراده و هدفمند در ذهن خود ترسیم و پیش داوری نمود. ارزیابی و یادآوری نقاط ضعف و قوت در فواصل صعود و باز گویی از سختی های هیمالیا باعث گفتار صادقانه و منصفانه از شرایط محیط پیرامون وتواضع و فرو تنی آنان به دشواری صعودها بوده و با این تصور ایستادگان بر بلندای قلل  فرهنگ راست آزمایی و راست گویی را ترویج نموده و اعتماد به نفس جامعه کوه نوردی برای اجرای برنامه های زمستانی و دوری جستن از سستی و تنبلی و نیز نوید بخش آینده روشن برای جوانان و نسل آینده را تضمین می نماید. اکنون با داشتن تجهیزات و وسایل مدرن و نیز مجهز شدن به دانش روز باید در فصول مختلف سال  ورزش کوه نوردی را با تمرین و ممارست با شرایط و محیط پیرامون در عرصه آزمون و خطا تجربه کرد لذا با صعودهای زمستانی و انجام کارهای شاخص باید آستین بالا زد و با نوشتن گزارش برنامه و متن های بدون سانسور دست یابی به حقیقت را برای جامعه فهیم کوه نوردی سهل و آسان نمود. لذا جامعه حرفه ای کوه نوردی باید ویژگی های قلل 8 هزار متری و صعودهای شاخص را به ارزیابی و چالش روحی و جسمی خود مغتنم شمرده و با رعایت اصول ایمنی تفکر صعود و تلاش در جهت موفقیت وحصول به اهداف پیش بینی شده را به  جامعه کوه نوردی تسری بخشد. باز خوانی و شنیدن خاطرات نانوشته هیمالیانوردان و قهرمانان بر آمده از قهر طبیعت با همه کم و کاستی نبوغ و توانمندی اراده انسان هایی است که در کار جمعی و مشارکت در رخدادهای برنامه و صعود و نیز مسیرهای سخت و دشوار یخ و برف و شکاف های مخوف بدون هیجان همراه با صداقت بازگو کرده و به عنوان واقعیت های همراه با ارزش های اخلاقی چشم انداز نوید بخشی برای جامعه کوه نوردی ترسیم می نمایند. حس همکاری، رفاقت و فداکاری در شرایط دشوار و برداشتن گام های خسته در شکاف ها و دهلیزها را باید درخیال خود تصور نموده و شوق گریه کردن بر بلندای قله را فرا گرفت. شوک ترسناک خواب و بیداری در محیط پر اضطراب قلل هشت هزارمتری و ترس از لحظه ای غفلت و رها شدن در اعماق سراشیبی ها را نمی توان در پشت درهای بسته تجربه کرد. گر چه تصور آنچه گفته شد بر همگان دشوار است اما می توان با همراهی و قرار گرفتن در شرایط سخت و دشوار و نیز با دیدن و گوش کردن صادقانه نگاه خود را به واقعیت ها نزدیک کرد. بازنگری و مراجعه به صعودهای شاخص سال های دورتر ونیز اجرای چنین برنامه های شاید برای جامعه امروزی که ظاهرا رغبتی برای صعودهای برتر ودشوار زمستانی نداشته و با وجود تجهیزات و ابزارهای مدرن کوه نوردی از اجرای برنامه های زمستانی و پیمایش خط الراس و قلل مرتفع اجتناب کرده و در برگزاری آن با سستی و تنبلی زمستان را به امید بر آمدن بهار سپری کرده و نیز گرمای تابستان را به خنک های پایز منتظر می مانند. جامعه ای که با دیدن ابری در آسمان برنامه را کنسل و یا جابجا می کنند. جایی برای ارزیابی و انجام کارهای شاخص نمی ماند. آنگاه که کوه نورد در شرایط ویژه و دشوار در سراشیب و مسیرهای صعب العبور با کوله باری سنگین خود را در معرض خطرات غافل گیرانه می بیند و این در شرایطی است که بیننده و تشویق کننده ای نیست تا شاهد نمایش اقتدار وتوان مندی فاتحین قله ها بوده تا باعت ترغیب وآرامش خاطر گردد. اجرای برنامه های شاخص ارزیابی وتوانمندی های ذاتی و درونی خویشتن در نبردی نابرابر با صلابت و اقتدار قله ها انسان را به هماوردی مسالمت آمیز و توسل به عقل و درایت و صبر حوصله خواهد کرد تا لحظات و دقایق را غنیمت شمرده و با رعایت اصول ایمنی, هوشمندانه خود را در بلندای قله رسانده و شاهد اهتزاز پرچمی باشد که هزاران نفر به انتظار نشسته اند. اما همیشه پیروزی از آن او نیست وگاها باید حسرت رسیدن به قله را در ذهن و جان خود تجربه کرده و راه بازگشت را در پیش گیرد. لذا باز گویی و نقل و قول از هیمالیا و صعودهای دشوار باید با جهان بینی درست و واقعی ازمحیط کوهستان و پیرامون باشد تا رویدادها و اتفاقات بدون تغيير عینا به مخاطب و جامعه منتقل گردد. بدون شک شنیدن خاطرات و دلنوشته های تلخ وشیرین هیمالیانوردان و وارثان دشواری ها و نیز تجارب گران سنگ مصاحبت و تبادل افکار همراهان در لحظه لحظه های صعود و برنامه همانند شکار لحظه ها بوده و باید با قلم شیوا و صداقت گفتار دراختیار جامعه و علاقه مندان سپرده شود. با نوشتن میتوان سخت کوشی ها و عملکرد گران سنگ هیمالیانوردان را از گذشته به دیده و نظر عموم گذاشت و تجارب ارزشمند و سترگ انسان را در صعود به قلل ودر فراز و نشیب روزگار در عرصه گفتار و عمل به آرشیو تاریخ سپرد.

با تشكر از آقاي فرجي پور بابت نگارش اين مقاله