جامعه كوهنوردي در مجموعه رشته هاي ورزشي بدليل عدم رقابت جايگاه خاصي داشته و در بحث معاشرت وروابط اجتماعي منطق پذير ميباشند

و اين در حالي است كه كوهنوردان در بيشتر ايام تعطيل به دليل شركت در برنامه هاي كوهنوردي ، از حضور در مجامع خانوادگي محروم ميباشند . وبه همين منظور با برنامه ريزي وايجاد شرايط و  بستر مناسب جهت حضور نزديكان دربرنامه هاي كوهنوردي ميتوان اين خلع را حداقل بطور منطقي جبران نمود شايد شيوه نگارش و بيان جملات كه بر گرفته از واژه نقد و انتقاد ار خود ميباشد شايسته و درخور جامعه كوهنوردي نبوده واز اين جهت از خوانندگان و همنوردان محترم پوزش ميطلبم با نگاهي گذرا و عميق و نقادانه به مسير قله ها و مناطق كوهستاني و غارها حجم انبوه زباله و تخريب طبيعت مشهود و دل انسان را آزرده مي كند . بخشي از اين تخريب  از رهگزران و جماعت نا آگاه مي باشد ولي آثار زباله و پسمانده هاي آن بروي قلل مرتفع و دهليزهاي درون غارها بدون شك از ناحيه جامعه كوهنوردي مي باشد با وجود چاپ و انتشار مقالات متعدد در مورد حوادث كوهنوردي امروزه به كرات شاهد حوادث مشابه در كشور و جهان مي باشيم . بخشي از اين حوادث متاسفانه از ناحيه مربيان و مدعيان كوهنوردي مي باشد . ماجراجوئي و اعتماد بيش از حد در سنگ نوردي – امداد و حمله نهايي به قلل مرتفع و نيز در بازگشت به مراتب در وقوع حوادث مؤثر ميباشد. اصرار ورزيدن به صعود در شرايط سخت و عدم رعايت نكات ايمني بعضي از كوهنوردان منجر به وقوع حوادثي ميگردد كه جامعه كوهنوردي را متاثر و عواقب ناگوار آن همه را آزرده مي كند . در برخورد چهره به چهره در گذرگاهها و معابر بكرات با تذكرات به موقع و بجاي امدادگران و راهنمايان مواجه شده ايم و با تمسخر و طعنه مسير را ادامه و گاهي نيز به خود غره و دچار افراط گري ميشويم. با مرور به تاريخچه بزرگان و خبره هاي كوهنوردي جهان و ايران كه دچار حادثه شده و منجر به فوت گرديده اند يا متوسل به ريسك شده يا پيشتر از آن به مقوله نقد و انتقاد از خود نپرداخته اند .

تذكر يا دستور بازگشت به تشخيص سرپرست برنامه در مسير و يا نزديك قله گرچه براي ما ناخوشايند مي باشد و گاهاً به شماتت و درگيري منجر مي شود ولي بمنظورحفظ ايمني كوهنوردان درمواقع لزوم بايد انجام شود .

با اينكه تئوري كلان اجراي برنامه هاي كوهنوردي مشابه هم بوده ولي در عمل با بكارگيري سليقه ها و تحميل روشهاي ساختگي و ناكار آمد به ايجاد تشتت و تفرقه دامن مي زنيم و در مجامع و رسانه ها آثار آن مخرب و زيان آور است در صورتيكه با كمي تعقل و نقد از خود مي توان در كنار هم به ياري يكديگر پرداخت .

با وجود منابع موثق و پيش كسوتان و مربيان خبره در عرصه كوهنوردي و صعودهاي بلند و فني متاسفانه به دليل تنگ نظري و وجود سليقه ها و تعصبات گروه گرايي در برگزاري اردوها و تمرينات تيمهاي اعزامي به قلل بلند از آنان مشاوره و نظرسنجي به عمل نمي ايد و لذا بدليل عدم فراگيري صحيح در صعودهاي دشوار و بلند پس از وقوع حادثه و خسارت جبران ناپذير خود را سرزنش كرده  و در پي آنيم تا مسبب حادثه را پيدا كنيم . با كمي بازنگري و توسل به وجدان بيدار خود اين ضعفها و ناهماهنگي ها را در برنامه هاي برون مرزي به قلل مرتفع ديده و شنيده ايم .

شيوه هاي نسنجيده نگارش و گفتاري ، عدم حرمت كلامي به كسانيكه در عرصه ورزش كوهنوردي جايگاه خاصي داشته و مورد احترام مي باشند ، متاسفانه در سالهاي اخير باب روز شده و به اوج خود رسيده است . تمام كساني كه خود را از نقد و انتقاد مبرا ميدانند در اين آشفته بازار شمشير را از رو بسته و تابع هيچ منطق و محدوديتي نمي باشند . آزادي بيان جايگاه نقد و انتقاد را نيز محك زده است .

آيا مي توان از منظر محكمه وجدان آسوده خاطر گذشت . از استواري و صلابت قله ، تحمل سختيها ، شكست و پيروزي ، آزمون و محك خوردن در بلنداي قلل چه آموخته ايم ؟ شايد محك خوردن و پذيرش نقد و انتقاد از اين دشوارتر است .نقد ابزار تعامل يك جامعه پويا است نقد ميتواندعامل پيشرفت جامعه باشداز انتقاد نترسيم وبه پيشوازان برويم هميشه اين را به ياد داشته باشيم كه نقد پزيري به مراتب ارزشمند تر از نقد است

اگر بتوانيم پس از هر برنامه و صعود بحث چگونگي اجراي آن را به بررسي و نقد بگذاريم و در همين رابطه باب انتقاد از خود را نيز فرهنگ سازي كنيم شايد فرصتي باشد براي محك زدن شخصيت وجودي خود . حضور به موقع و دقت و توجه به مباحث جلسات يكي از معضلات لاينحل جامعه كوهنوردي مي باشد كه تا كنون به رشد و تعالي خود نرسيده و داراي نواقص و معايبي مي باشد .

بشريت با داشتن     داده هاي علمي و ابزارهاي پيشرفته امروزي متاسفانه به بهره گيري و تلفيق آن براي سالم زيستن و استفاده بهينه از آن موفق نبوده وچه بسا وارث آثار مخربي نيز شده ايم .

هدف از اين مقاله بدان معنا نيست كه طرح نقد و انتقاد از خود تا كنون نبوده بلكه بازنگري و به جهت اهميت به مرور آن مي پردازيم . شايد مقاله فوق گاهاً تكراري و گزافه گويي و از حوصله خارج بوده و بي ترديد آن هم نيازمند نقد و بررسي مي باشد .

آنچه در اين نوشته به نكاتي از آن پرداخته ايم آزمونهايي است واقعي كه در مسير زندگي خود آنها را تجربه كرده و با ضررو زيان جبران ناپذير از آنها گذشته ايم . اكنون با چه توجيهي بايد گذشته ها را نقد و آينده اي روشن و اميدوار داشته باشيم ؟ بايد بپذيريم در آموزه هاي خود نياز به نقد و بررسي داريم . با وجداني بيدار بازنگري و نقدو انتقاد از خود را در وجود باطني خود جستجو كنيم .

مقاله: ابراهیم فرجی پور